تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

430

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

آنها بر ديگرى غالب شود ، ضعف و خرابى در مزاج ديگرى حاصل مىشود ، ولى اگر هر كدام از آنها در ديگرى اثر بگذارد ، هر دو مزاج زايل شده و مزاج معتدلى به وجود مىآيد . خلاصه از قرار گرفتن اجزاء صغير يك جسم پهلوى اجزاء صغير جسم ديگر ، مزاج پيدا مىشود ، پس در چنين شىء مركبى اتصال معنى ندارد . همچنين اگر مزاج حاصل نشود و امتزاج حاصل گردد ، هنگام امتزاج دو جسم مختلفة الطبيعه مسلّماً اتصال باقى نمىماند ؛ چون اجزاء هر كدام پهلوى اجزاء ديگرى قرار مىگيرد . چرا ما محل بحث را جسم مفرد قرار نداديم ؛ چنان كه در شرح اشارات محل بحث جسم مفرد قرار داده شده است ؟ « 1 » جسم مفرد ، همان جسم بسيط به اصطلاح ديگر است و مراد از آن جسمى است كه از اجسام ديگر متألف نباشد ، اعم از اينكه آن اجسام ديگر ، مختلفة الطبايع باشند مثل حيوان ، يا متفقة الطبايع باشند مانند سرير كه از قطعه‌هاى چند چوب تشكيل شده و تركيب يافته است . اينك اگر مراد از جسم ، جسم مفرد باشد قول ذىمقراطيس خارج مىشود چون او قائل است به اينكه : جسم ، مانند آب ، گرچه بسيط است ولى مفرد نيست ؛ زيرا از اجسام صغار صلبه تشكيل يافته است . « 2 » و لذا شيخ در اشارات از قول ذىمقراطيس تحت عنوان « وهم و تنبيه » بحث نموده است . « 3 » ولى ما جسم بسيط را به معناى اول گرفتيم تا قول اين حكيم هم در اقوال داخل شود و هر كس محل بحث را به جسم مفرد تخصيص داده ، هنگام شمارش اقوال ، قول ذىمقراطيس را ذكر نكرده است .

--> ( 1 ) - شرح اشارات ، ج 2 ، ص 7 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : شرح اشارات ، ج 2 ، ص 53 - 54 ؛ مباحث مشرقيه ، ج 2 ، ص 18 ؛ اسفار ، ج 5 ، ص 17 . ( 3 ) - شرح اشارات ، ج 2 ، ص 53 .